انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

عشق جانسوز

(انوشا)
انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

عشق جانسوز

پس بگو! عشق طبیبیست که داروش جفاست؟

که زِ جانمایه من، جز جگرِ خون نچشید!

به هوایت زِ سرِ کوی نرفتم، اما

پای مجنون نه به این جاده پر پیچ رسید!

ساقیا باده وصلت به فلانی که رسید

خون دل خورد و زِ پیمانه او، باده نچید!

من که دلبسته آن روی نکوی تو شدم

سایه‌ای هم زِ وفای تو به راهم ندمید!

نکند وعده وصل تو سرابی باشد

که به هر سو که دویدم، به سرابم نرسید؟

آتشی در دلِ من شعله‌زنان است، ای دوست

وین دلِ سوخته از سوزشِ خود، آه کشید!

گرچه صد خار غم از راه تو بر جان بنشست

نخلِ امیدِ وصالت به دلِ ما ندمید!

رازِ پنهان مرا با که توان گفت که او

از سرِ راز دلِ عاشقی ما نشنید؟

گر به طاعت همه عمرم به تو بگذاشتم

حکمِ جور تو، مرا از درِ وصلت رانید!

این دلِ خسته، غریبانه به دامت افتاد

تا که از عشق تو، جانی به لبانش پرسید!

تا سحر ناله شبگیرِ مرا باد شنید

کس نپرسید که این مرغ گرفتار چه دید؟

ـــ

حجت بقایی


موضوعات مرتبط: بداهه ، عاشقانه

تاريخ : دوشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۴ | 14:21 | نویسنده : حجت بقایی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.