ولی با دید فیضی نقل حال
تو را یادی کنم با پینه دستی
به دور از هر کسی در کار کشتی
رها از بندگی افراد نادان
به دور از هر زبونی کار زشتی
ادامه مطلب
بر کسانی شاعرا فخری منال
مصلحت اندیش گشته بی خیال
با چه رسوایی دهد شرحی به حال
حال را یادی کند دور از قیاس
دی فراموشی کند یکسر حلال
با حرامی خور کند سرکیسه ای
پول خلقی جا به جا با انتقال
دور از مدرک به آسانی دلا
گر بخدمت خلق دارد اختلاس
ظاهرآرا در لباسی میش گرگ
خلق را سرکیسه با وزری وبال
دست پنهان فردهایی اجتماع
زیر پا له مردمی را در زوال
با حیل کاری چنانی پهن دام
فکر را مختل نگوید هیچ قال
می کند فکری به فرداهای دور
دور قانون را بری از اعتدال
اعترافی هر حرامی شد حلال
بر کسانی شاعرا فخری منال
ولی اله بایبوردی
08 / 01 / 1403
وب سایت : valybaybordi.ir
ای قلم
روزگاری آمدم ، دیدم گرفتار ای قلم
دست خطّی دیدم و گفتم به دادار ای قلم
علم امروزین مصیبت دارد و دشوارها
تا توانی دور شو از علم و هشیار ای قلم
ولی اله بایبوردی
ادامه مطلب
آن قلم زیبا جهت را اختیار
یاد کاغذ کن قلمکاری ، دلا
تحفه ای باشد بشر را از خدا
گر قلم دستان ببینم دور و بر
مطلبی را رسم رو کاغذ نما
ولی اله بایبوردی
17 / 01 / 1399
ادامه مطلب
محترم انسان والا هر کجا
بر کسی دوزخ عذابی شد حرام
بین خلقی نرمخو ای خوش کلام
محترم انسان والا هر کجا
حرمتی بیند ز افرادی بنام
ولی اله بایبوردی
18 / 05 / 1401
با دلی آرام روحی سربلند
برقراری گر چه آسایش دلا
ثروتی حاصل برایت رنج لا
با دلی آرام روحی سربلند
بگذرانی دنیوی ایام را
ولی اله بایبوردی
19 / 05 / 1401
انقلاب حال بیمار ( امام سجاد علیه السّلام )
بپرسیدش یکایک از عموها
بفرمودش تمامی کشته جانا
علی اکبر کجا اصغر پدر جان
کجا مسلم دگر یاران بگو هان
ولی اله بایبوردی
ادامه مطلب
تا کی قلم فرسا کنم با این کلامی فارسی
در این دیار عاشقی با دست تو رحمت شدم
از فضل و فاضل رو کنم پیوسته در زحمت شدم
ادامه مطلب
با غنا فرهنگ رشدی در جهان
راهکاری را نشانی ده ، دلا
جاده ای سازی که راهی را نما
ادامه مطلب
هاتفی بانگی بزد گفتا خموش
دوش دیدم عرش را حملی به دوش
حاملان عرشی ندیدم جز سروش
ادامه مطلب
27 شهریور؛ روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
دیباچه
ارتباطی بین کوه و آسمان
وحی نازل انبیایی را همان
از طبیعت شاهکاری کوه را
پاک جایی با صفا پاکی هوا
ادامه مطلب
عشق می ورزم به آن یک خانه ای
بهترین جایی در این عالم سرا
همچو جنّت می شود پیدا دلا
ادامه مطلب
لحظه ای یادی کنی از کربلا
خشک لب بحری ببینی گر غمین
همچو ماهی تشنه آبی همچنین
ادامه مطلب
رفته عمری را چو بادی فرض هان
آب را بینی درون خاکی نهان
رفته عمری را چو بادی فرض هان
ادامه مطلب
منتظر آن قائدی در انتظار
رو به ویران این جهان ید ظالمان
همنشین ابلیس اینان هر زمان
ادامه مطلب
در درون دریای وحدت قطره ای
رهبری باشی مرا ای جان پناه
دولتی بخشی برایم گر چه جاه
ولی اله بایبوردی
26 / 05 / 1399
ادامه مطلب
پند گویی ای که دنیا دیده ای
پند گیری از گذر ایام هان
آدمی درگیر دنیایی هوان
ولی اله بایبوردی
27 / 05 / 1399
ادامه مطلب
گر خموشی اختیاری گوشه ای
گر خموشی اختیاری گوشه ای
خلق را بینی فراهم توشه ای
ولی اله بایبوردی
27 / 05 / 1399
هر کسی اسرار دارد گر نهان
هر کسی اسرار دارد گر نهان
یاد آن روزی کنی گردد عیان
ولی اله بایبوردی
27 / 05 / 1399
ادامه مطلب
صاحب اسراری کجا باشد دلا
رباعی : 1
صاحب اسراری کجا باشد دلا
خیط ابیض را ز اسود او جدا
ولی اله بایبوردی
25 / 05 / 1399
ادامه مطلب
دور از جبری که باشد اختیار
با علومی آشنا شد آدمی
کیفری شد ترک اولی یک دمی
ادامه مطلب
پاینبد عهدی بمانی ای عزیز
یاد موسی کن شجر انوار را
یاد وادی طور افتی با خدا
ادامه مطلب
آن زمان را یاد خالق را ندا
می رسد روزی ز خالق ای عزیز
کسب روزی کن ز اهریمن گریز
ادامه مطلب
ای نبی الله دارم یک سؤال
بین اصحابی نبی او را بدید
هام هیم ابلیس یک دم شد پدید
ادامه مطلب
شمشیر سیف الله را از رو نهم ای عاقلان
شمس الحق آذر منم از اِنس و جن برتر منم
در مسلخ عشق عاشقی بر عاشقان مهتر منم
ادامه مطلب
جاه شاهی طلبی عزّت خاکی بنما
ای خرابات نشین در خُم می چون باشی
رتبه عقل تو گویاست که مجنون باشی
ادامه مطلب
در بین هر یک اولیا ، میزان تویی ای شاه دین
همراه هر والی تویی ، هر جا تویی ، والا تویی
موسی تویی عیسی تویی خضری نبی مولا تویی
ادامه مطلب
به بیروتی نگاهی کن چه غوغا
حوادث ناگواری گشت پیدا
به بیروتی نگاهی کن چه غوغا
ادامه مطلب
چون چراغی رهنما هر چند پند
از تو خواهم ای پسر گویم تو را
پند هایم چون چراغی رهنما
ادامه مطلب
منوّر کن وجودت را به استاد
منوّر کن وجودت را به استاد
ادامه مطلب