به مناسبت روز مادر ۱۴۰۴
ترانهٔ: «ستونِ بیصدا»
[حجت بقایی؛ گنبد کاووس پاییز ۱۴۰۴]
موضوعات مرتبط: ترانه ، عاشقانه
ادامه مطلب
بهخاطرِ میز، زیرِ آبم زدند
به خنده، به ناحق، عذابم زدند
طلا بود پاداشِ اندیشهام
طلا را گرفتند، حسابم زدند
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، ترانه ، غزل
ادامه مطلب
وطن…
تو رو آباد میخوام
تو رو آزاد میخوام
قدم میزنم تو کوچههای خاطره
هر سنگ، هر دیوار، پر از صدا و قصه
چشم دشمن دور، نور تو نزدیک
زمینت پر از عشق، تا همیشه
همیشه ماندگار
___
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: ترانه ، حماسی
ادامه مطلب
اگه یوهویی نبود
چی میگفتی؟
منتظر جواب بودم
چی میشنیدی؟
نگاه تو پر از خنده بود
جواب تو بازی بود
چیه؟ منتظر جوابی؟
موضوعات مرتبط: بداهه ، ترانه ، عاشقانه
ادامه مطلب
غدیر که میرسد، دلم
ره میسپارد به نجف
این جان پر از شور و نواست
ز عشق مولای رئوف
باید که بانگ سر دهم
به شادی و شور و شعف
همه را مهمان کنم
به محفل نور نجف
- - -
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: بداهه ، ترانه ، شعر سپید ، مذهبی
ادامه مطلب
بوته بوته آتیش بزن
قهرو کینه آتیش بزن
چهارشنبه سوری که میشه
همه جا پر از آتیشه
بوته بیار آتیش بزن
کمتر به مردم نیش بزن
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، ترانه ، ملی
ادامه مطلب
من درون باغ بودم
در کنار طاق بودم
یک دفعه از جا پریدم
خواب بود ، هرچه دیدم
-----------
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: بداهه ، ترانه ، عاشقانه ، نثر شاعرانه
ادامه مطلب
رفتم نویسم
من یک فیلمنامه
برا شروعش
خواستم بهانه
قصه ای آمد
توی ذهن من
واسه نوشتن
کردم من ومن
----------
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: ترانه ، طنز
ادامه مطلب
دیگر تمام شدم من
این سطر که می بینی
داغ دلم بوده
که کس ندید آن را
حالا چه خط سازم
از داغ دل ، از درد
وقتی که می خوانی
حرف مرا بشنو
دیگر تمام شدم
------------
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، بداهه ، ترانه ، دلنوشته
ادامه مطلب
بکارید ، بکارید به بستان گل نرگس
بیایید ببینید حریفان گل نرگس
همه مومن و پاکید ، همه نور خدایید
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: ترانه ، عاشقانه ، مذهبی
ادامه مطلب
سال نو...
*نوید بهار۰۰۰
می نویسم روی دفتر سال نو
*چو قلم بر دفتر از امسال نو
باز یک احساس و یک آغاز نو
*همزمان کرده تراوش حس نو
بازهم عاشق شدن، پروانگي
*شد مبدل، پیله را پروانگی
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، بداهه ، ترانه ، داستان کوتاه ، دلنوشته ، شخصی
برچسبها: گلاب اندیشه
ادامه مطلب
اگر (-_-●●●●-_-)
اگر خندیدن من شادی توست
بجای خنده، قهقه می زنم من
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، بداهه ، ترانه ، دلنوشته ، شخصی ، طنز اجتماعی
برچسبها: گلاب اندیشه , یاران انوشا , هدیه بدیه نوروزی
ادامه مطلب
دلم میخواد قدم قدم توو بارون
توو کوچه پس کوچهی خیس تهرون
موضوعات مرتبط: بداهه ، ترانه
برچسبها: زهرا شیرازی
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، ترانه ، مثنوی
برچسبها: میثم مرادی , تبعید در وطن , مثنوی , شعر
ادامه مطلب
دل من گله نکن
از این زمونهء خراب
اگه زمون خرابه
تو برو پی ثواب
دل من حرف نزن
پشت سر آدما
اگر مرد نمی بینی
نشو مثل ظالما
دل من گله نکن
از این زمونهء خراب
دل من عشقو نگا کن
تو برو با اون صفا کن
برو با عشق هم صدا شو
شدی عاشق تو وفا کن
دل من گله نکن
از این زمونهء خراب
دل من صاف بمون
مثل آبی که زلاله
مثل یک چشمهء جوشان
نه مثل آب پیاله
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، ترانه
من
اومدم دنیا......
که عشقو ببینم
عشق
منو دید.....
آرو...م فرار کرد
موضوعات مرتبط: عاشقانه ، ترانه
برچسبها: حجت_بقایی
ادامه مطلب
مادرم زندگی رو دادی به من
در کلاس صبر، استادی به من
مادرم من شیطون و بازیگوشم
بیا بزن بازم یه فریادی به من
مادرم یادمه در خستگیات
همیشه یک تبسمی دادی به من
مادرم همیشه تو دعام بکن
که خدا هم بکنه یادی به من
حجت بقایی
سالهاست که مادرم را کم می بینم و گاه دلم برایش بدجور تنگ می شود
سلامتی همهء مادرها دعا می کنم.
موضوعات مرتبط: ترانه
برچسبها: حجت_بقایی
فریاد نکن دیگر
از روزگار بد
فریاد تو می شه
بر شادی تو سد
آن گوشه در خلوت
کودک می ترسد
گوش می کنی اونور
یک کس سئوالی کرد
جایی رسد اینجا
فریاد تو آیا
خواهی که با فریاد
از حق سخن گویی
با این صدای خود
دشمن به جان جویی
فریاد نکن دیگر
فریاد سودی نیست
گر که کنی فریاد
از قله های خشم
جان را فرودی نیست
فریاد نکن دیگر
آرام صحبت کن
تا می توانی تو
بر خلق محبت کن
حجت بقایی
هنوز کاملش نکردم،با دیدن نوشته یکی از همراهان انوشا
این متن را نوشتم، بی نهایت سپاس بابت این احساس خوب
استاد فقط در کلاس درس استاد نیست
موضوعات مرتبط: بداهه ، ترانه ، شخصی
برچسبها: حجت_بقایی
من از حرفام گریزانم
چرا هستم ، نمی دانم
اگر دست خودم باشد
دمی اینجا نمی مانم
به دل گفتم تو کاری کن
برای جان دعایی کن
برو جای دگر بنشین
عوض از خود هوایی کن
به جان گفتم ، رها کن تن
نبر تن را به هر گلشن
به هر گل تو نشو نزدیک
تو تن را در خطر مفکن
به چشم گفتم نبین چیزی
درست، که سالم و تیزی
ولی گه دیدن چیزی
شود بر ما ره لیزی
به دست و پا و گوشهایم
زبان و فکر و لبهایم
همی گفتم کمی صحبت
به اعضایم ، به اعضایم
به پرهای دل و جانم،
به هر جایی پریدم من
به کردارم به افکارم،
به جان سختی خریدم من
نتیجه پر زدنهایم
زخود بر خود رسیدم من
به خود گفتم که خود باشم
به جمع باشم به خود باشم
به هر جا که قرارم شد
مقامم بود هرچه من ، زخود باشم،
به خود باشم
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، ترانه
برچسبها: حجت_بقایی
دلم داره یواشکی
گناههایی می کنه
آروم آروم داره منو
گیج و هوایی می کنه
***
دلم گناهی نداره
زمونمون خراب شده
عدالت واسهء دلم
همش مثل سراب شده
***
دلم داره شک می کنه
شاید که بیدار نباشم
یا شاید اشتباه شده
باید زود از خوابم پاشم
***
سراب دیدم هرچی دیدم
چشام همش خطا دیده
دروغ بود هر چی شنیدم
گوشام هی خطا شنیده
***
چشام شده واسطهء
دنیای بیرون و دلم
چشام خطا دید به خدا
سراب نشونده تو دلم
***
دلم دیگه بی اعتماد
شده به گوش و دیده هام
از بس دروغ دید و شنید
دیگه در نمیاد صدام
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: ترانه
برچسبها: حجت_بقایی
صبح که بیدار شدی
باخورشید
نرگس چشمانت
روشنیها را دید
بگو سپاس
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، ترانه
برچسبها: حجت_بقایی
ادامه مطلب
