من سفرها رفتم از دل بی ریا
چند سفر، از ری، مشهد، تا کربلا
من از کودکی، تا جوانیِ زود
دلی داشتم، با صفا، با وجود
نه خطبه میخواندم از بامِ شهر
نه فخر میکردم، به اسمِ سفر
---
حجت بقایی
موضوعات مرتبط: مثنوی ، مذهبی
ادامه مطلب
میلاد حضرت ختمی مرتبت اُسوه ی خلقت
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلاله گرامیشان ،
حضرت ابا عبد الله جعفر بن محمد الباقر سلام اله علیها
را ب عموم مسلمانان بویژه
مُحبان ایشان تبریک و تهنیّت عرض می نمایم .
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
آمد حبیب ، بعدِ خلیل و کلیم و روح الله
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
یعنی که خاتم است بَر آنها ، محمداً رسول الله
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
سروده ی 1388/12/14
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، دلنوشته ، شخصی ، عارفانه ، قطعه ، مثنوی ، مذهبی
برچسبها: گُلاب اندیشه
ادامه مطلب
یکی به چشم نهـد ، پای آشنای مرا
یکی به خون بکشد ، جسم آشنای مرا
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، مثنوی ، مذهبی
ادامه مطلب
لیلا1 تو بیا ، مادر به بَرَم
بنگـر زِ برت رو در سفرم
موضوعات مرتبط: عارفانه ، مثنوی ، مذهبی
ادامه مطلب
خداونـدا ، خداوندِ نكوكار
چرا داري دلم را ، غرق آزار
موضوعات مرتبط: عارفانه ، مثنوی ، مذهبی
ادامه مطلب
رموز شاعری
باید سرود و باز سرود و سرود باز
باید نوشت و باز نوشت و نوشت باز
رضــــــــــازمانیــــــــــاݩقوژدی
۹۹/۰۳/۲۶ مرتکب شدم
@jnbkhndg
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، بداهه ، مثنوی
برچسبها: اشعار رضا رمانیان قوژدی , رموز شاعری
ادامه مطلب
درد دلای آدم دهاتی (قسمت نخست)
آهای تو که سرت توی حسابه
تولدت این وَرِ انقلابه
تویی که خاطرات رو ندیدی
نه دسته گل به آب دادی، نه چیدی
۹۷/۱۱/۲۱ مرتکب شدم
#رضا_زمانیان_قوژدی
#خلو_دخو
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، بداهه ، مثنوی
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژی , درد دلای آدم دهاتی
ادامه مطلب
رفتی ولی بر راه تو چشم انتظارم
آری هنوز این درد را باور ندارم
موضوعات مرتبط: مثنوی
برچسبها: شریفه محسنی , شیدا_مثنوی
ادامه مطلب
عاشقم، عاشقِ دیوانه که مست است هنوز
آن که از عشق تو پیمانه به دست است هنوز
موضوعات مرتبط: مثنوی
برچسبها: شریفه محسنی , شیدا_مثنوی
ادامه مطلب
فراز هایی از دعای مکارم الاخلاق
مده رنج وسختی تودرزندگی موفق نمایـــم تو دربندگی #رضا_فیروزی_گوگد 10دی1399 |
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی ، مذهبی
برچسبها: اشعار , رضا_فیروزی_گوگد , دعای مکارم الاخلاق
ادامه مطلب
تــو ای ارشاد اسلامی وفرهنگ
گرفت فرهـنگِ بیگانه همه رنــــگ
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، طنز ، مثنوی ، ملی
برچسبها: اشعار رضا فیروزی گوگد , نقد دولت
ادامه مطلب
فراز23/اِللهُمَ صَلِ علی...
خدایا درودت محمد وآل
که آنان رهــانند مرااز ملال
زاسرافِ مالم خدایِ کریم
مرا باز دار، ای که هستی رحیم
#رضا_فیروزی_گوگد
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، مثنوی
برچسبها: اشعار رضا فیروزی گوگد , دعای مکارم الاخلاق
ادامه مطلب
زدین دور کرده مرا رایشــان
که گمره کنــد کار و آن حــرفشان
#رضا_فیروزی_گوگد
خرداد99
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی ، مذهبی
برچسبها: اشعار رضا فیروزی گوگد , صحیفۀ سجّادیه
ادامه مطلب
« شافع جزا »
پيشينيان بُدَن1 ،كه بُدن هم صداي ما
گشتن شهيد راه خدا ، از براي ما
موضوعات مرتبط: عارفانه ، مثنوی ، مذهبی
ادامه مطلب
طی الارض
گفت مستنصر ملعون به کسی
که شنیدم ز علی (ع)حرف بسی
#رضا_زمانیان_قوژدی
1384/11/03 مرتکب شدم
موضوعات مرتبط: داستان کوتاه ، مثنوی ، مذهبی
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی , طی الارض
ادامه مطلب
پیمبر، درودی فرست ای خـدا
درودت به آن خانـدانِ وفـا
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، مثنوی
برچسبها: اشعار رضا فیروزی گوگد , دعای مکارم الاخلاق
ادامه مطلب
« سخن چيني »
شايد سخن ارزانتـر ، باشد اگر آن بينـي
تا صحبت خود خواهي،نگذاري و بر چيني
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، مثنوی
ادامه مطلب
« ره شيطان »
يك لحظه هوسراني ، يك عمـر پشيمانـي
خائن نتوان بودن ، در حجره كه مهمانـي
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، مثنوی
ادامه مطلب
« اسرار سبحاني »
عجب اسراري اس ،سرچشمه ي اسرار سبحاني
همه دانشوران غرقند، در اين درياي طوفاني
موضوعات مرتبط: عاشقانه ، عارفانه ، مثنوی
ادامه مطلب
نمی دانم کجا جویم ، طریق حکم یزدانی
بیا جانا به من بنما ،تو گر این نکته می دانی
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی
ادامه مطلب
هر كار كه خود مخترع اصل هماني
ممكن بُوَدت1 ، فرعي آن را تو نداني
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، مثنوی
ادامه مطلب
من آن بينا بصر باشم،كه چشم اَر وا كنم روزي
چو قارون درغلط باشم ،زِ سوداي زر اندوزي
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، مثنوی
ادامه مطلب
ای خالق زمانه ، بر گو تو این چه بازی
بر مـا هـر آنچه آمد، بازیچه بود و بازی
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، مثنوی ، مذهبی
ادامه مطلب
هر كه را از بشريت ، به همانس خبري
پيروي مي كند از دانش و علم بشري
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، مثنوی
ادامه مطلب
« قدرت دست خدا »
مرکز ایمان کجاست ،حکم که بر ما رواست
شاه که شاهی بجاست، قدرت دست خداست
مرکز دین پیش ماست ، تابع امرِ خداست
هر که به ما تابع است ، تابع امر خداست
مرکز ایران ماست ، تابع یزدان ماست
هر که در این راه ماست، پیرو شیر خداست
مهر و محبت زِ ماست،آنکه به هر دین رواست
دین علی(ع) دین ماست ، آنکه ولی خداست
آب بقاء2 پیش ماست ، عاقبت کار ماست
ز آنکه پیامبر بگفت ، دین چو سفینه نجاست3
ذُریه4 پیغمبران ، در همه ایران ماست
ز آنکه پیامبر خودش، بر همه ما رهنماست
مرکز ایران ماست ، مرقد شاه رضاست5
در همه معنی ببین ، مرقد آن باصفاست
جد بزرگش حسین(ع)، مرقد آن کربلاست
بی گنه آن کشته شد ، پیرو دین خداست
سبط نبی بُد حسین(ع) وارث پیغمبر(ص) است
در همه مذهب بـبین ، بی خلل6 و بی ریاست
رهبر ایمان ماست ، پیروش ایران ماست
ذُریه ی پیغمبرس ، زاده ی خیرالنساست7
مرکز دین دست ماست ، پیرو شیر خداست
آنکه پیامبر(ص) نمود ، ولی من بعد ماست
صحبت دیگر کجاست، سلمان منی کجاست
صحبت پیغمبرس(ص)،یعنی که سلمان زِ ماست
حضرت سلمان مگر غیر زِِ ایران ماست
خادم پیغمبرس(ص) ، خادم شیر خداست
صحبت ایران ماست ، عدل عمومی بجاست
ملت و شه با همند ، حرف همه یک صداست
ای حسن این دین ماست،گفتن حق با صفاست
آنچه توانی بگو ، اجر تو با آن خداست
٭٭٭
2- زندگاني 3- كشتي نجات است 4- نسل 5- امام رضا (ع) 6- بي عيب 7- حضرت فاطمه(س)
حسن مصطفایی دهنوی
موضوعات مرتبط: مثنوی ، مذهبی
« حق پرستي »
ای که هر نیکی ،برای کار نیکان کرده ای
در حقیقت بوده ای،از حق دفاع ها کرده ای
در ره حق بوده ای ، بر بَد مدارا کرده ای
از برای حکم یزدان ، خود مهیا کرده ای
پیرو اهل یقینی ، کار آنها کرده ای
در ره اهل یقین ، خود را شناسا کرده ای
در حقیقت بوده ای،راهی زِ خود وا کرده ای
جهل مردم را ،تو از حکمت مداوا کرده ای
مردم دور از حقیقت را ،تو رسوا کرده ای
از حقیقت حرف را درگوششان جا کرده ای
راستی و حرف حق را پیشه ی خود کرده ای
بهر گمراهان تو راه راست ، پیدا کرده ای
نقش بدکاری وبد عهدی تو مُلغی کرده ای
راه و رسمی را به حق جویان مهیا کرده ای
عارفان را رهبر هستی، راهشان وا کرده ای
عارفانه راه رفتی ، کار معنا کرده ای
آشنایان را زِ کارَت ، آشناتـر کرده ای
سطح عقلت را زِ جهل گمرهان رد کرده ای
کارَت از اول بخوبی بود ، خوبش کرده ای
هر کجا بد پیشت آمد، کار بد نا کرده ای
هر که بد کردس،رهایش برخدایش کرده ای
چون سزایش را خدا دادش ، تماشا کرده ای
هر جفا کاری جفا کردت، جفا نا کرده ای
تا جفاکاران ، جفا دیدن ، صفاها کرده ای
عمر خود را بگذراندی،حق رها نا کرده ای
کارت از صدق و صفا بُد ،اشتباه نا کرده ای
حق پرستی را حسن شاید رعایت کرده ای
از نفوس حق پرستان ،خود جدا نا کرده ای
٭٭٭
حسن مصطفایی دهنوی
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی
« صداي تو »
ای آنکه غیر از این نَبُود آرزوی تو
از دشمنان دین ، نکنم روبروی تو
کفر جهانیان ندهم ، سر به سوی تو
تا نشکنند غیرت و عقل نکوی تو
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی
ادامه مطلب
« دستور بينايي »
گر از دستور بينايي ، حدودي را توان ديدن
گر از تاريخ ايراني ، حدودي را بـفهميدن
توان با درك حق بيني، بساط معنوي چيدن
به معنا معرفت جويي، رَوَي در نكته سنجيدن
گر از اول چنين بودي،نَـبُد1 راهت به رنجيدن
ره خوف2 و خطر باشد ، ره بيهوده گرديدن
الا اي نور چشم من، حقيقت را توان ديدن
ولي با فكر خودبيني، حقيقت كي توان ديدن
حقيقت را زِ حق بايد، شنيدن يا كه فهميدن
زِمردم كي توان جويي،كه باشن فكر خود ديدن
دلا از خودسري بگذر،مرو در جهل ورزيدن
كه كار جهل تو اينس،كند عقل تو دزديدن
خدا را با چنان قدرت،به باطن مي توان ديدن
خدا را ياوران نـتوان، به چشم ظاهري ديدن
حسن عقلت چه دريابد،تو نـتوان نكته سنجيدن
خدا تنظيم عقل و جهل را داده به جنگيدن
٭٭٭
1- نبود 2- ترس- كارزار
حسن مصطفایی دهنوی
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی
« طلعت يزدان »
خدا را كي توان ديدن، توان با عقل فهميدن
كز اول اينچنين بودس، همه با عقل خود ديدن
خدا فرد است و بي همتا،همه اين نكته سنجيدن
خدايي گر دوتا بودن ،بهم بودن به جنگيدن
همـه دانشوران هـر چنـد گرد نكته گرديدن
خـدا را نام بـشنيدن و صنـع قدرتش ديدن
خدا با عقل خود ديدن، وظائف شد به سنجيدن
خدا شايسته مي باشد ،كه مي بايد پرستيدن
خـدا با نور ايمانس ، زِ حكمت نور ورزيدن
به سنجش قدرتش بنگر ،به نور عقل فهميدن
به ظاهر كي توان ديدن ،به باطن بايد آن ديدن
به اين چشمان نمي شايد ، خدا را ظاهراً ديدن
متن کامل شعر را در ادامه ی مطلب بخوانید
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی
ادامه مطلب
رموز شاعری
باید سرود و باز سرود و سرود باز
باید نوشت و باز نوشت و نوشت راز
باید سرود از همه چیزی که دیده ای
باید نوشت از آنچه که حتی شنیده ای
تکرار در سرودن اگر چند مشکل است
اما برای طبع تو شاعر، محلل است
هر دم بساز شعر نوینی برای خود
تکرار کن برای خودت، ماجرای خود
دستت بهرچه میرسد، آنرا سروده کن
حتی شبیه آنچه که از پیش بوده كن
تکرار شعر چیز بدی نیست جان من
چون می کند روانتر و بهتر زبان من
از انتقاد خلق، نباید فرار کرد
باید گرفت، دفعه دیگر چکار کرد
شاید مرا به نظم، کمی رهنمون شود
مانند تیشه های تو بر بیستون شود
نقد درست، آب طهور است تشنه را
گر نادرست، حرکت کور است، دشنه را
حتی اگر تو سعدی دوران خود شوی
باید که حرف منتقد خویش، بشنوی
#رضا_زمانیان_قوژدی
۹۹/۰۳/۲۶ مرتکب شدم
موضوعات مرتبط: بداهه ، تعلیمی ، مثنوی
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی , رموز شاعری
