انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

(انوشا)
انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

به یاد استاد شجریان

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

استاد عزیز چه کردی که در دل مردم جای داشتی و داری، همه و همه مرد وزن و پیر و جوان؛ با هر دین و مذهبی...


موضوعات مرتبط: دلنوشته

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۹ | 16:49 | نویسنده : سلمان منعم |

قصر خورشید

هنوز چهارشنبه هایمان

برفی هستند و

شعرهایمان سپید

و قامت قافیه ها

شکسته اند


موضوعات مرتبط: نثر شاعرانه
برچسب‌ها: salmanmonem10 , blogfa , com

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۹ | 20:42 | نویسنده : سلمان منعم |

نه ...

زمزمه می کنم با خود

شعر می خوانم با قناری

حرف می زنم با پنجره،

دیوارها اما


موضوعات مرتبط: شعر سپید

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۹ | 22:9 | نویسنده : سلمان منعم |

اثر برگزیده

اثر برگزیده ( هفته ی چهاردهم -99)

"افرا"

نام شاعر: سلمان منعم

تاریخ ثبت در انوشا: 1399/04/03


برچسب‌ها: اثر برگزیده

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه هشتم تیر ۱۳۹۹ | 10:52 | نویسنده : سلمان منعم |

افرا

مدتی هست که او رفته و پیدایش نیست

غزلم رفته از اینجا و سرجایش نیست

 

گفتم از دست خود این بار به صحرا بزنم

بی تو اما دل من طاقت صحرایش نیست

 

گم شدم در خودم و گریه امانم برده

مثل آن کودک گم گشته که بابایش نیست

 

می زنم هق هق از این گریه طولانی خویش

شدم آن ماهی در تنگ که دریایش نیست

 

ناله جنگل خاموش ز داغ تبر است

دید وقتی که نه بیدی و نه افرایش نیست

 

آه مردم به که گویم غم تنهایی خویش

مدتی هست که او رفته و پیدایش نیست...

 

سلمان منعم


موضوعات مرتبط: غزل

تاريخ : سه شنبه سوم تیر ۱۳۹۹ | 22:28 | نویسنده : سلمان منعم |

ماهی کوچک

مراقب باش عروسِ ماهِ دریا ماهی کوچک

کمین کرده به راهت مرغ سقّا ماهی کوچک 1

 

نکن وحشت از این تاریکی و سرمای طولانی

به پایان می رسد شبهای یلدا ماهی کوچک

 

ببین دستان دریا را زسرما سخت می لرزد

بیا و دست دریا را بکن " ها " ماهی کوچک

 

تویی که معنی هر عشق و امّیدی  نمی دانی

که دریا هم ندارد بی تو معنا ماهی کوچک

 

به هرجایی که می خواهی برو حالا که آزادی

برو اما بپرس احوال ما را ماهی کوچک

 

مراقب باش هر شب کوسه خونخوار می آید

مراقب باش ای تنهای تنها ماهی کوچک

 

سلمان منعم

 

1- مرغ سقا: نام نوعی مرغ ماهی خوار.


موضوعات مرتبط: غزل

تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۹ | 22:13 | نویسنده : سلمان منعم |

اثر برگزیده

اثر برگزیده (هفته ی بیست و سوم)

"فانوس"

 

شاعر : سلمان منعم

تاریخ ثبت در انوشا: 1398/09/04

(کلیک کنید)


برچسب‌ها: اثر برگزیده

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نهم آذر ۱۳۹۸ | 10:57 | نویسنده : سلمان منعم |

فانوس

نمک بر زخم دل نگذار بیش از این به آسانی

که در عمق سیاهی ها شدم تنها و زندانی

 

فروغ از شعر من رفته چراغی نیست در قلبم

کسی دیگر نمی آید در این ویرانه مهمانی

 

هوا سرد است و دارد آسمان هم روی بی مهری

ندارم هیچ امّیدی به خورشید زمستانی

 

نه تنها من فقط در زیربار زندگی ماندم

کمرها خم شود از درد این ایام ظلمانی

 

چرا سوسو ندارد دیگر این فانوس دریایی

در این شبهای وحشت آور دریای طوفانی

 

رهایم کن ازاین پس کوچه های تنگِ تودرتو

بیا تا بگذریم از قلعه های سرد سیمانی...

 

سلمان منعم



تاريخ : دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۸ | 14:19 | نویسنده : سلمان منعم |

اثر برگزیده

اثر برگزیده (هفته ی دهم)

"انجمن شاعران مرده"

شاعر : سلمان منعم 

تاریخ ثبت در انوشا: 1398/05/31

(کلیک کنید)


برچسب‌ها: اثر برگزیده

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم شهریور ۱۳۹۸ | 10:32 | نویسنده : سلمان منعم |

انجمن شاعران مرده

امشب درون سینه ام یک انجمن به پاست

هرشاعری که مرده دراین خانه دعوت است

از رودکی گرفته و تا سعدی و فروغ

هرجمعه شب همه گی جمع می شوند

.

.

.

لطفا متن کامل شعر را در ادامه ی مطلب بخوانید


برچسب‌ها: سلمان_منعم

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۸ | 12:27 | نویسنده : سلمان منعم |

اسیر

چه معنا دارد آزادی

وقتی که میدانش

بر تسلسل باطل به دور خویش اسیر است و 

برج بزرگش میخکوب زمین.

چه معنا دارد آزادی

وقتی که زمینگیر باشی

و دنیا  

تو را طواف کند ، 

آزادی چه میدان

و خیابان

چه مجسمه و چه ساختمان

هرچه باشد اینها نیست؛

آزادی

فقط  

آزادی است...

 

سلمان منعم


موضوعات مرتبط: دلنوشته
برچسب‌ها: سلمان_منعم

تاريخ : سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۸ | 16:9 | نویسنده : سلمان منعم |

تردید

مدتی شد به خدانیز مردد شده ام

وای برمن نکند یکسره مرتد شده ام

 

خسته ازهست خودوخسته ترازهرچه که هست

رانده از مبدا و  وامانده زمقصد شده ام

 

من همانم که نباید به تو دل می دادم

قیدجان را زدم و آنکه نباید شده ام

 

آنقدر چله نشستم که بیایی اما

چله ها رفت و یقین راهب معبد شده ام

 

سالها رفت و کسی نیست به یاد دل من

به گمانم که همان ماضی ابعد شده ام

 

بی خبر رفتی و برگشتی و گفتی چه خبر؟

«خبراین است که من نیز کمی بد شده ام»

 

تپش قلب من و یک خط طولانی و سرد

زنگ ناقوس و سپس آن خط ممتد شده ام

 

دیگر امید ندارم به خداوندی تو

مدتی شد به خدانیز مردد شده ام

سلمان منعم

#بیت تضمینی از محمدعلی بهمنی


موضوعات مرتبط: غزل
برچسب‌ها: سلمان منعم

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۸ | 16:24 | نویسنده : سلمان منعم |

هفت خان

نه هفت دریا بود 

ونه هفت آسمان؛

نه رستمی بود 

ونه اسفندیار.

هفت تپه بود 

و نی شکرهایی تلخ ؛

و قناری هایی سرخ

که آزادی را آواز می خواندند

و عشق را فریاد می زدند

و دیو سپید 

همچنان به قفس هایش تکیه کرده بود.

قفس ها اما 

چگونه آوازتان را زندانی کنند

وقتی که بهار باشماست...


موضوعات مرتبط: دلنوشته
برچسب‌ها: سلمان_منعم

تاريخ : جمعه دهم خرداد ۱۳۹۸ | 17:12 | نویسنده : سلمان منعم |

هوای تو

دارد دلم همیشه و هرجا هوای تو

امشب بیا که شعر بگویم برای تو

 

از این خدای خویش که خیری ندیده ام

شاید که بشنود سخنم را خدای تو

 

با این که  پُر شده است به یاد تو قلب من

هرجا که می روم همه خالیست جای تو

 

دیشب دعای تو  به من خسته مرگ بود

من هم دعا کنم که بگیرد دعای تو

 

از زنده بودنم که ندیدم به جز عذاب

بگذار لااقل که بمیرم برای تو ...

 

سلمان منعم

 


برچسب‌ها: سلمان منعم

تاريخ : یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۸ | 12:43 | نویسنده : سلمان منعم |

عزای آزادی...

سیاه

به تن کرده اند

سپیدترین شعرهایم ،

و دردها

در هیچ قالبی نمی گنجند.

قافیه هایم

ردیف شده اند

از حرفهایی 

که به گریه ختم می شوند

در

عزای آزادی...

 

سلمان منعم


موضوعات مرتبط: شعر سپید
برچسب‌ها: سلمان_منعم

تاريخ : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۸ | 23:48 | نویسنده : سلمان منعم |

      فرصت برای گفتن این شرح حال نیست                                                              

فرصت برای گفتن این شرح حال نیست

از چشم من بخوان که به گفتن مجال نیست

 

از فرط تشنگی لبمان وا نمی شود

دراین کویر خسته که آب زلال نیست

 

خشکیده ایم بی تو دراین شوره زار عمر

بی من نرو که بی تو به سر شور و حال نیست

 

اینجا تمام مساله ها  بی جواب ماند

اما به راه عشق که جای سوال نیست

 

فرصت نماند تا که کمی عاشقی کنیم

می دانم این بهار به عمرم وصال نیست

 

دنیا بدون روی تو گویی جهنم است

حتی بهشت بی تو مرا  ایده آل نیست

 

آن دم که باهمیم حسابش نکن به عمر

زیرا که دربهشت زمان  ماه و سال نیست

 

شیطان و میوه ممنوعه قصه بود

ورنه هبوط ما که به یک سیب کال نیست

 

سلمان منعم


برچسب‌ها: سلمان منعم

تاريخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۸ | 10:17 | نویسنده : سلمان منعم |

وقتی... نمی شود

وقتی که عشق گم شده پیدا نمی شود

دیگر لبی به خنده شکوفا نمی شود

 

چون زندگی بدون تو زندان بی کسی است

آزادیم  بدون تو  معنا  نمی شود

 

نقاش پیر و خسته به دیوار کوچه ها

یک پنجره کشیده ولی وا نمی شود

 

باید به فکر نو شدن مرحمی شویم

حالا که زخم کهنه مداوا نمی شود

 

ماهی سرخ قصه ما قهر کرد و گفت

اینجا کسی روانه دریا نمی شود

 

درتار و پود قلب من امید رفتن است

حکم رهاشدن ولی امضا نمی شود

 

باید به حال خویش بگرییم زار زار

وقتی که عشق گم شده پیدا نمی شود

 


برچسب‌ها: سلمان منعم

تاريخ : شنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۷ | 11:1 | نویسنده : سلمان منعم |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.