بخند رو به نگاه تمام پنجره ها
بریز شورصدا را به کام حنجره ها
بگو به ماه بتابد به برکه ی تاریک
کنار عادت سبز درخت و زنجره ها
شبیه نور ،شبیه تلاوت خورشید
بتاب روی سکوت اریب سرسره ها
برقص مثل نسیمی که توی مزرعه است
بچرخ همقدم چرخ گیج فرفره ها
بس است این همه بی شور وشوق ،همقفسی
شنا بکن به خلاف مسیر دلهره ها
بپاش پولک اشک ستاره را به شبم
دوباره دست بکش روی زخم خاطره ها
چه حرف ها توی نگاهت نشسته اما تو
سکوت را بشکن بعد ازاین مشاعره ها
#محمدصدوقی
موضوعات مرتبط: عاشقانه ، غزل
برچسبها: محمد صدوقی , شعر و ادبیات
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۸ | 21:57 | نویسنده : محمد صدوقی |
