انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

آخرین برگ خزانی

(انوشا)
انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

آخرین برگ خزانی

آخــرین بـــرگ خـــزانـی که رهـــا درباد است
مــثل دلخستگی ام لب به لب از فریاد است

مـــی نـشــیـنـد بـه نـگـاهـم قـطـرات یــــادت
اشک این پرده ی ابری که به بادم داده است

آنــقـــدر زار و نــــزارم ز غــمت شــیــریــــنــم
هــــمه گویند گــمانم که هـمیــن فرهاد اسـت

لـرزه بـــر جـان مـن انـداخـته هر شب چشمت
مثل سنگی است که دربرکه ی ماه افتاده است

میروی روبه افــق تـا کـه شــوی غرقـــه ی باغ
من چه گویم که قدت خوبتر از شمشاد اسـت

خنـده ای روی لبـم هست ودلـم پر خـون است
چـون دهی زیــر وزبــر،فــکـر کــنــد آبــاداسـت

عاشقـــی قصه ی تلخی است همه مـی فهمــند
اول وآخـــــرعــــشــق تـــو فــقـــط بــیداداست

#محمدصدوقی


موضوعات مرتبط: عاشقانه ، غزل
برچسب‌ها: محمد صدوقی , شعر و ادبیات

تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ | 9:13 | نویسنده : محمد صدوقی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.