"افرا"
مدتی هست که او رفته و پیدایش نیست
غزلم رفته از اینجا و سرجایش نیست
گفتم از دست خود این بار به صحرا بزنم
بی تو اما دل من طاقت صحرایش نیست
گم شدم در خودم و گریه امانم برده
مثل آن کودک گم گشته که بابایش نیست
می زنم هق هق از این گریه طولانی خویش
شدم آن ماهی در تنگ که دریایش نیست
ناله جنگل خاموش ز داغ تبر است
دید وقتی که نه بیدی و نه افرایش نیست
آه مردم به که گویم غم تنهایی خویش
مدتی هست که او رفته و پیدایش نیست...
#نام شاعر: سلمان منعم
#تاریخ ثبت در انوشا: 1399/04/03
دیگر آثار منتخب :
زیباگل من آمد ...اثر آقای فیضی
با صمیمانه ترین سپاس ها از همه ی شما دوستان همیشه همراه قلمتون همیشه سبز و سایه ی مهرتون مستدام 
برچسبها: اثر برگزیده
تاريخ : یکشنبه هشتم تیر ۱۳۹۹ | 10:52 | نویسنده : سلمان منعم |
