خواب هستی ؟
خسته کردی خواب را
لی لی من باش حالا
نور آمد از افق انگار بالا
شاپرک بیدار شو
شاپرک بیدار شو
مهر آمد پشت ابر آسمان
روشنک صحراو باغ و
دشت با هم شد کنون
چشمه جُوشد
ماهیان رقصان جوی
بلبلان نغمه سرا
بر شاخه ها ۰
گوئیا نزدیک هست
فصل بهاران بعد این ۰
من،، تو می دانی
گرفتارِ سر زلفت شدم
بی نگاه مهر تو
میسور نِی ۰
لب بخندد
دل طرب ناکی کند ۰
شاه بیت خلقت
فرمانروای عالمی
بی تو هرگز
با تو دائم
دل به کوی ت
چشم بر ره می نهم ۰
شاید آئی
در میان ِ
دانه ِ بارانهای
مهرانه،، الهی۰
حال ما را
حال شاعر کرده ای ۰
لُکنت ما را گشودی
نوبرانه،، شاپرک ۰
وصف مهرت
صد کتاب ِ صد ورق ۰
باز هم بیشنه ها باید
قلم
فرسا شود
برچسبها: گلاب اندیشه , شعرنو
تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۹ | 9:9 | نویسنده : محمد ابراهیم ناجی(گلاب اندیشه) |
