درد دل
آن مرد که پار، با کلید آمده بود
با وعدۀ صد روزه پدید آمده بود
با اینکه مدیر نیست، بی تدبیر است
با دولت تدبیر و امید آمده بود
***
امّید به کی؟ فقط به آمریکایی!
تدبیرش هم که مایۀ رسوایی
با چند شعار خوشگل و رویایی
با بانگ شتر دید، ندید آمده بود
***
ماموریتش ز پیش تعیین شده بود!
امضای کری براش! تضمین شده بود
ایمان که نداشت، پاک بی دین شده بود
در اصل غلام زر خرید آمده بود
***
کابینه، سرای سالمندان کرده!
پاتوق تمام دزد و رندان کرده
برجام! که بدتر از گلستان کرده
زآن پس که چهار سال رید!! آمده بود
***
با وعدۀ «بِالمَرّة» که ما را خَر کرد
هر قول که داد، عکس آن آخر کرد
هرگونه اهانتی، به پیغمبر کرد!
بـا نـیّـت صلح بـا یـزیـد، آمده بود
***
آن مرد!؟ برای خود فریدونی! بود
با طالع نحس خویش، میمونی* بود
هر چند که پیر بود، معجونی بود
با قلب سیه، ریش سپید آمده بود
۹۸/۰۹/۳۰ مرتکب شدم
#رضـــــازمانیـــــاݩقوژدی
پ.ن :در اصلِ شعر، بجای "بود" واژۀ "است" نوشته بودم.با اجازۀ خودم ویرایشش کردم.
*: مبارک و با برکت( مدیون همۀ میمون های عالم هستید اگر فکر بد کنید)![]()
@jnbkhndg
لینک کانال تلگرام:👇👇
https://telegram.me/joinchat/EWJCZUER6Np0XsYhSE6bWw
نشانی وبلاگها :
http://zamanianghoogdy.blogfa.com
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، بداهه ، طنز
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی , درد دل
