بسم الله الرحمن الرحیم
ساسانیان اشکانیان. را زرتشتی نمی دانستند و این حرف تا حدی درست بود، شاهان اولیه اشکانی به خدایان ایران باستان میترا و آناهیتا گرایش داشتند و این در نام های آنان مهرداد و مهران،مهرباز و... مشخص است.
از زمان شاهی بلاش یکم توجه بیشتری به دین زرتشتی شد. این شاه فرمان به جمع آوری متون پراکنده اوستا داد و از زمان او شاهان اشکانی بر یک روی سکه های خود تصویر آتشدانی را نقش می کردند. در این دوره نیز مانند دوره هخامنشیان دین های مختلف آزاد بودند و هیچ سختگیری در این کار نمی شد. اکثریت مردم اشکانی ادیان زروانی و زرتشتی داشتند و ادیان دیگر مانند دین بودا، یهود و یونانی نیز پیروانی داشتند.
اشکانیان بر خلاف پیروان دین مزدیسنی که مردگان خود را در هوای آزاد میگذارند تا طعمه حیوانات درنده یا کرکسها و زاغان شوند، اجساد اموات خود را دفن میکردند ایشان غالباً لاشه مردگان خود را در خمرهها و تابوتهای سفالی قرار میدادند و آنها را به خاک میسپردند.
پادشاهان اشکانی به اکثر ادیان احترام می گذاشتند مثلاً به مغان تکریم می نمودند و آن ها را در شورای سلطنتی خود می پذیرفتند. یکی از پادشاهان اشکانی به نام بلاش اول به گرد آوری اوستا پرداخت و برادر او تیرداد از دین داران مزدیسنی به شمار میرفت که
برادر او تیرداد از دین داران مزدیسنی به شمار میرفت. علاوه بر این تیرداد اول پادشاه اشکانی در معبدی به نام ناهید (آناهیتا) تاجگذاری کرد. در هگمتانه مقر تابستانی شاهان اشکانی و همچنین در کنگاور معبد ناهید را بنا کردند.
علاوه بر بت پرستی یونانی در سراسر مغرب اشکانی ، آئینهای گوناگون سامی که اساس آن بر شرک و بتپرستی بود رواج یافت. در شمال بین النهرین آئینهای آشوری هم چنان رایج بود دین یونانی هم مانند فرهنگ یونانی بیشتر محدود به جامعه هلنی یا یونانی بود. بر اثر مراوده و ارتباط با خدایان یونانی در اغلب موارد خدایان ایرانی و یونانی همانند یا آمیزهیی از هم بودند.
نمونه اهورا مزدا با زئوس، اهریمن با هادس،آفرودیت وهرا با آناهیتا، آپولو با میترا و شمش با هرمس شبیه به یکدیگرند. گذشته از خدایان و الهههای اصلی، هر شهر و گروه برای خود خدایی انتخاب میکرد. از سوی دیگر مانند حاکمان سلوکی، پادشاهان اشکانی نیز در آثار هنری خود را خدا نشان میدادند. به گمان این رسم شایعترین رسم مشترک پادشاهان بودهاست.
در دوره اشکانی، یهودی ها در تمام کشورهای اسیای غربی، متفرق بودند و توانستند مذهب خود را توسعه دهند. فکرِ زَروانی، که در ایران از حدود قرن 2 ق.م، رایج شده بود، به فلسفه زَروان یا زمانِ بی کران معتقد بودند و می گفتند که همه اشیاء، در حدود زمانه پدید امده و ممکن نیست که از ان بیرون باشند.
با توجه به سیاست تساهل مذهبی، نبود دین رسمی در شاهنشاهی اشکانی و حضور اقوام و ادیان مختلف در قلمرو اشکانیان، در این دوره ادیانی همانند یهود، مسیحیت، بودایی و مندایی نیز در ایران مجال گسترش پیدا کرده و صاحب پیروانی شدند. مثلا در مشرق فلات ایران آئین بودایی از هند به خراسان سرایت کرد و معابد بودایی در آن نواحی برپاشد.
پرستش مهر در نتیجه، فتوحاتِ اشکانی، درقرن اول قبل از میلاد، تا کشورهای باخترِ زمین، رسوخ کرد.
میترائیسم، در قرن اول میلادی، با مذهب مسیحیت، رقابت شدیدی می کرد و به سرعت پیش می رفت و در قرن سوم، به سال 67 ق.م، ایین مهر، از راه اسیای صغیر، در روم و اروپا نفوذ کرد و در نتیجه، امپراطور رم، بوسیله تیرداد، پادشاه ارمنستان، به ایین میترائیسم گرایید.
منابع نویسندگان:
داریوش نظری، پرتال جامع علوم انسانی
فرآوری : طاهره رشیدی
بخش تاریخ ایران و جهان تبیان
ویکی پدیا
موضوعات مرتبط: دلنوشته
برچسبها: مقاله , تاریخی , اشکانی
