کیمیا
حوصله ام پاک بسر رفته است
طبع نجیبم به سفر رفته است
نیست کسی با من دلمرده یار
مهر و وفا جای دگر رفته است
پشت به ما کرده رفیقانمان
قوّت بازو و کمر رفته است
سادگی ام هم بخدا بد نبود
حیف که آنهم به سَقَر رفته است
دل به چه خوش میکنی ازاین به بعد؟
خوشدلی ات نیز ددر رفته است!
به که نشینیم به کنجی ملول
بلکه شود باز، اگر رفته است
جملۀ ارباب وفا مرده اند
زنده کسی هست که در رفته است؟
دوستی و مهر و وفا کیمیاست
از کف مردان هنر رفته است
هیچ مگوی از همه بدتر تویی
عمر تباهت به هدر رفته است
#رضا_زمانیان_قوژدی
1400/07/04 مرتکب شدم
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، بداهه ، دلنوشته ، طنز
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی , کیمیا
تاريخ : یکشنبه چهارم مهر ۱۴۰۰ | 19:8 | نویسنده : رضا زمانیان-قوژدی |
