روزگاری آمدم ، دیدم گرفتار ای قلم
دست خطّی دیدم و گفتم به دادار ای قلم
علم امروزین مصیبت دارد و دشوارها
تا توانی دور شو از علم و هشیار ای قلم
گر چه شهرت گیر باشد از سوا تا ماسوا
از ورا تا ماورا رسم الخطی تار ای قلم
همچو مردان صبر کن با صبر کاری می شود
چون نبی ایوب شو در ضمن بیدار ای قلم
ای قلم راضی شوی واضح خیانت می کنند
لب فرو بندی به ایما گر چه بیمار ای قلم
شهر رندان را ببین راحت جنایت می کنند
بس چه گرگان در لباسی میش خزدار ای قلم
هر که قدرت دار شد از یاد بردش افتخار
وای و صد افسوس این مرگ است تبدار ای قلم
حیف شاعر نیست غمگین در زمانه گشته است
منزوی در گوشه ای بنشسته آوار ، ای قلم
دیگران در خورد و خوابی شاعرانی خسته اند
وقت شد دیدی مرارت مردمی دار ای قلم
دست این آن فردهایی آن قلم را رؤیتی
دیده ات را گر نویسی زهر کشدار ای قلم
ای قلم ایام دوران ، لایق مردان خود
آن جهانی مرد طالب صلح افکار ای قلم
گر چه با آزردگی تسلیم این آنی شویم
مصلحت را چاره ای آزرده هشدار ای قلم
گر بیانی دیگران ، مشتاق مردِ مرده ایم
مرگ بادا خاک بر سر این چه گفتار ای قلم
ولی اله بایبوردی
درباره وب
قابل توجه مخاطبان غیر عضو
ضمن عرض سلام و سپاس از مخاطبین گرامی از همه ی شما بزرگواران علاقه مند به شعر و ادبیات تقاضا میکنیم در صورتی که تمایلی به درج آدرس خود در کامنت هایتان را ندارید لطف کنید و در وبلاگ های شخصی دوستان پیام بنویسند. متاسفانه به دلیل مزاحمت های فراوان؛ در انوشا از ثبت هر گونه پیام بدون آدرس معذوریم
✏✏
انوشا یک وبلاگ ادبی و گروهیست از مخاطبان محترم خواهشمندم در محتوای نظراتی که می نویسید نهایت دقت را داشته باشند
✏✏✏
کپی اثار ثبت شده در انوشا فقط در صورت اجازه و موافقت شاعر و بعد از آن ذکر منبع امکان پذیر است
✏✏✏✏
سپاس از حضور ارزشمند و حسن توجهتان 🌹
نويسندگان
موضوعات وب
ویژه ماه اسکین
لینک دوستان
تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱ | 9:28 | نویسنده : ولی اله بایبوردی |
آخرین مطالب
جستجو
پيوندهای روزانه
آرشیو مطالب
حامیان ماه اسکین
امکانات وب
