نیستی ِ فانی و،، هستی لایزال
رُخ به کس ننمودی تو تا به حال
ای،، سرانجام ِ همه،، آخر توئی
ماه وخورشیدو فلک صانع توئی
موهبت داری بما مخلوق خویش
می رسانی قُوت از انبان خویش
پیش تو، ترسا و گَبر ،، اسلام دار
در تقابل نیست بخشش در مدار
مثل و مانندش نمیجوئی به مهر
او بیاموزد به مادر،، لطف و مهر
درس هائی داده،، او اندر کتاب
وحی ِ احمد،، در نزول ِ آن کتاب
نقطه ی ِ پرگارِ هستی،، بودِ ما
محوریت،، ز آن ِ ،، ذات ِ کبریا
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، اطلاعیه ، بداهه ، دلنوشته ، شخصی ، عارفانه
برچسبها: گلاب اندیشه
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۱ | 15:48 | نویسنده : محمد ابراهیم ناجی(گلاب اندیشه) |
