انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

حزب  وارسته

(انوشا)
انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

حزب  وارسته

« حزب وارسته »

حزبم از روز ازل ، ساکن میدان من اند

سر به تسلیم من وگوی به چوگان من اند

حزب وارسته زِ خود،قائمه ي ملک من اند

خود نبینند در این قائمه ، خواهان من اند

حزب شیرین سخنان، بلبل اين باغ من اند

بلبل باغ جنان ، در ره احسان من اند

بلبل باغ جهاننـد و به تعلیم من اند

بلبل باغ من و چهچه زن این چمن اند

تربيت يافته گاننـد كه نيكو سخن اند

داستان ساز من و عارف عرفان من اند

گوشه گیران زِ هوس، مایل قرآن من اند

قاضی امر من و حامل فرمان من اند

گوشه گیران جهان،حزب نهانخان من اند

مخزن ملك من و مركز برهان من اند

عاقلان ، دایره ی مجمع ایوان من اند

اهل حیرت به همین دایره حیران من اند

حزب وفردي كه دراين مُلكن وافراد من اند

جرعه نوش مِـي پيمانه و پيمان من اند

حزب بي غِش و دغل ،قانع برهان من اند

به امانـت بـگرايند و امينـان من اند

فارغ از غصه ی دنیا ، ره عقبي بروند

با قناعت به سرِ سفره ي احسان من اند

زاهدانی1 كه به يك دايره در گِرد من اند

جا گزینان به سلیمان ، در ايوان من اند

پادشاهی نکنند ، بنده ی دربار من اند

تاج شاهان جهان ، نو گُل بستان من اند

آمر2 امر خدایند ، شکیبا سخن اند

داور امر من و مُلک جهانبان من اند

جان علوی که فراواناً ‌و خواهان من اند

رخصت اَر3دادمشان،جمله به قربان من اند

جمله زیبا نظران ، زيور احسان من اند

به تماشای من و پرتويي از جان من اند

حزب زیبا نظرم ، سالک راه بشر اند

رهنمای بشر و پيرو پيمان من اند

حزب شیطان صفتان،دشمن این حزب منند

نه بر آن حزب و همان دشمن فرمان من اند

غافل از خود نشناسند،که غافل زِ من اند

خود ستایند ،به فکر خود و نادان من اند

اهرمنها همه در بحر به طوفان من اند

اهل نوحند،كه خود رسته زِ طوفان من اند

حزب صاحب نظران ،ناظر فرمان من اند

با بصیرت بُوَن4 آنها ، پي اديان من اند

سکه پادشهی را نشناسند ،شناسای من اند

طالب نام من و یوسف کنعان من اند

حزب من همره نوحند ، زِ طوفان بـرهند

دل به اميد من اند ،جملگي مهمان من اند

حزب تقوا و هدايت ،كه به زُهدند و نماز

با چنين زُهد و نمازند ، به فرمان من اند

بندگان من اگر گوش به فرمان من اند

خواجه مُلک جهانند ، اگر فقیران من اند

شاعراني كه سخن سنجن و عارف شده اند

با سخن سنجيشان پيرو عرفان من اند

گُلرخاني5 كه به دنيا ، به ديانت گروند

نقد گلبار جهان ، نوگل گلدان من اند

سرو آزاد زِ خود، سرون و دلشاد من اند

سرو از خود بريند ، سرو گلستان من اند

حزب وابسته به من ، ضربه به كافر بزنند

گر زِ كافر بخورن ضربه ، شهيدان من اند

حزب صاحب نظران، سلسله ي با خردند

با خردهاي زِ من ،سلسله جنبان من اند

هر كه با كار نكوتر سر كاري دارد

كاروان بشرنـد تا دَم سامان من اند

شادكامي و خوشرويي زِ من رد بكنند

شاد كامند زِ من ، مثل پريشان من اند

زِ سيرت به سر خلقم سوهان بـزنند

با بصرها همه از ضربه ي سوهان من اند

بندگان من اگر جمله به مثل حسن اند

به سر عهد من و سيرت انسان من اند

٭٭٭

1- پارسا پرهيزگار 2- امر کننده 3- اگر 4- باشند 5- زيبا روي

دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی


موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، قصیده

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ | 21:7 | نویسنده : حسن مصطفایی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.