*انالله و اناالیه راجعون*
به یاد مادر همسرم
که امروز آسمانی شد./
برای مادری که رفت، اما هنوز در هوا نفس میکشد
(حجت بقایی)
رفتی...
و دنیا
یک لحظه مکث کرد،
مثل دعایی که
بیصدا از لب میافتد.
عطر نانِ تازه
دیگر همان طعم را ندارد.
چای
داغ است
اما دلها یخ زدهاند.
مادرِ مهربانیها...
خانه
هنوز صدایت را میخواهد
حتی باد
وقتی از پنجره میگذرد
آرامتر میوزد
انگار تو را صدا میزند.
خوابهایمان
پر از چادر گلدار توست
پر از نگاهت
که همیشه آرام میگفت:
"خوبی؟"
و ما هیچوقت نفهمیدیم
چقدر همین یک واژه
دنیا بود.
حالا
در سکوتِ نامت
دعا میروید…
و هر اشک
به گل مینشیند.
ششم آبان ۱۴۰۴
*التماس دعا*
موضوعات مرتبط: شخصی ، شعر نو
تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان ۱۴۰۴ | 22:4 | نویسنده : حجت بقایی |
