ظرف مسی
مدّتی جیب او پر زپول بود ،پشت صندوق و دخلش ،شلوغ بود
مس گری سخت سرگرم کار،بین صنف صنعت یکی از نبوغ بود
ظرف ارزان میداد، دست خلق ،کسب و کارش بسی ،پرفروغ بود
حاسدی ،وصف مس کار را شنید، میز و ابزار کارش، دروغ بود
سر کشیدن به اطراف، کار اوست، نزد ابلیس ،در بند و یوغ بود
روز اخبار را جمع مینمود ،شب خبرها به کرنا وبوق بود
چهرهای بد ز مسگر نشان داد ،گردنش سخت، درگیر طوق بود
گفت :مس معدنی از سموم است،مصرفش نیزه ای درعروق بود
زود بازار مسگر خراب گشت ،ظرف مس مفت و هرسمت و سوق بود
ظرفها روی شد با پلاستیک،جام نوشابه هم ،جای دوغ بود
شد پدیدار، امراض لا علاج،کودکی آرزویش بلوغ بود
ظرف مس بازهم جاگزین گشت، نردبانش همانا وثوق بود
ابراهیم خلیلیان
تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۴ | 16:38 | نویسنده : ابراهیم خلیلیان |
