تزویر
ته یک قافلهام
ز پیم نیست دگر هیچ کسی
قلم ارباب ادب داد مرا
که نویسم سخن از روی خرد
و هرانی که شود گفت ز دل
قلم از فاصلهها میگذرد
قلمی داد به دستم که نویسم ز دلم
ز تظاهر ز ریا منفصلم
متظاهر نشود یارکسی
مگر از دوست برد سود بسی
دو سه خط شعر نوشتم
زریا دور کنم فکر تو را
ز ریا دور و به حق وصل شوی
مزهای خاص دهد طعم عسل
که همانند ندارد به مثل
هدفم نیست که پندت بدهم
نکنم چرب زبانی
ندهم پند چنانی
ندهد پند زیادی اثری
ز خدا دور شوی در خطری
پس از آنی که ریاکار بود
ره خود دور نما
که ریا نزد خدا عار بود
ته گفتار،روایت شده بسیار
ته یک قافله ای
نزنی حرکت زشتی
که رسی اول صف
زریا دوروبه حق وصل شوی
نوک هر قافلهای اول خط
ابراهیم خلیلیان
تاريخ : چهارشنبه دهم دی ۱۴۰۴ | 18:34 | نویسنده : ابراهیم خلیلیان |
