از خود نشانه آور
چون آسمان آبی، ره بر پرنده بگشا
قلبی تپنده خواهی ،جایی پرنده دیدی
خواهد دمی نشیند
برپا کن آشیانی، یک آشیانه آور
همسایهات طعامی یا نان شب ندارد
باید خجل نشیند؟
مردی کن از سخاوت او را به خانه آور
بیکار و آزمندی جویای کار باشد
جایی اگر نیابد باید کسل نشیند؟
گر میرسد توانت
بر لب ترانه آور بارش به شانه آور
دل را زدی به دریا باید صبور باشی
عمق ار نداشت دریا، کشتی به گل نشیند
خواهی به گل نَشینی کمتر بهانه آور
گل عطر و بوی خود را مفتی هوا فشاند
گل پشت و رو ندارد
با بو به دل نشیند
خواهی به دل نشینی
از خود نشانه آور
کمتر بهانه آور
ابراهیم خلیلیان
تاريخ : چهارشنبه دهم دی ۱۴۰۴ | 18:58 | نویسنده : ابراهیم خلیلیان |
