قاب شب
نور روز میرود
جغد شب نشسته روی شاخهای
کودکی زپشت بام
میکندنظربه رنگ حاله ای
قوس گیسوان شب
چادری سیه کشیده روی سر
در سکوت کهکشان
دانهای جوانه می زند
خوشههای زردگون گندمین
نامشان ستاره میشود
راز شب پریده از دهان اختران
ماه با غوز چون کمان
گشته دیده بان آسمان
شهاب سنگ آتشین
قلم به طرح شب کشید و رفت
گردگون توپکی به نام ماهتاب
گونههای صورتش به رنگ صورتی
میشود نمون بر کران آسمان تیره گون
تمام آسمان نور میشود
فضای بین اختران، فضای دور میشود
چشم های پشت بام
پراز شعورمی شود
خرمنی ز نور
جایگاه خوشههای دیده میشود
رنگ گیسوان شب، شهاب سنگ آتشین
رنگ خوشههای گندمین
رقص بال جغد شب نشین
در کنار رنگ بینقاب ماهتاب
نگاره را عمیق و بی بدیل میکند
دست پرتوان ایزدی ،بعد ساعتی
قاب شب کشیده را رحیل میکند
ابراهیم خلیلیان
تاريخ : چهارشنبه سوم تیر ۱۴۰۵ | 0:53 | نویسنده : ابراهیم خلیلیان |
