فرصت برای گفتن این شرح حال نیست
از چشم من بخوان که به گفتن مجال نیست
از فرط تشنگی لبمان وا نمی شود
دراین کویر خسته که آب زلال نیست
خشکیده ایم بی تو دراین شوره زار عمر
بی من نرو که بی تو به سر شور و حال نیست
اینجا تمام مساله ها بی جواب ماند
اما به راه عشق که جای سوال نیست
فرصت نماند تا که کمی عاشقی کنیم
می دانم این بهار به عمرم وصال نیست
دنیا بدون روی تو گویی جهنم است
حتی بهشت بی تو مرا ایده آل نیست
آن دم که باهمیم حسابش نکن به عمر
زیرا که دربهشت زمان ماه و سال نیست
شیطان و میوه ممنوعه قصه بود
ورنه هبوط ما که به یک سیب کال نیست
سلمان منعم
برچسبها: سلمان منعم
تاريخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۸ | 10:17 | نویسنده : سلمان منعم |
