من دلم تنگ است و غمگینم نمی دانم چرا
باز هم از آسمان استاره می چینم نمی دانم چرا
باز هم پشت سر هم هی غزل در پشت هم
پشت بیتم یک جهان احساس می بینم نمی دانم چرا
عشق را هرچند خواهم در دلم پنهان کنم
در رخم عشق نهانم هست آذینم نمی دانم چرا
گفتم از حالم نگویم دیدم این هستش محال
از همه احساس دل من باز آگینم نمی دانم چرا
هرکه رنگی زد به ما رفت و من آن بیرنگ قبل
بعد از آنها هم همان قلب چو سیمینم نمی دانم چرا
هرکه شعری خواند از دل حال من شد منقلب
منقلب گشتن ز شعری هست آیینم نمی دانم چرا
من منم جز من کسی در پشت من پنهان که نیست
من هنوز آن فرد خوش قلب و خمارینم نمی دانم چرا
من منم روح الغزل روح غزل روح غزل
جان من باشد غزل این است در طینم نمی دانم چرا
✍ #روح_الغزل
#شکیبا_درخشانی
https://t.me/Roholghazal ❤️
تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۸ | 23:36 | نویسنده : شکیبا درخشانی (روح الغزل) |
