عید
توی بهت وسکوت یک خانه
که شب از پنجره فرو میریخت
ماه بر زلف دختری تنها
گل مو از ستاره می آویخت
مادری دانه های اشکش را
در دل خاطرات نخ می کرد
چای میریخت، فکر فردا بود
فکر میکرد و چای یخ می کرد
زیر لب زمزمه به هم می بافت
گرم میشد نگاه معصومش
تبری مثل صاعقه می خورد
به تن خواب های موهومش
پدری می شکست پنهانی
شکل یک بغض در گلو مانده
می رسد نو بهار از راه و
دخترش شعر عید را خوانده
فکر می کرد با خودش ای کاش
توی تقویم ها بهار نبود
یا اگر بود مادر وپدری
پیش فرزند شرمسار نبود
#تاریخ ثبت در انوشا:1398/12/28
با سلام و تبریک سال نو و آرزوی سلامتی ،شادی های ماندگار و بهترین های خداوندی برای همه ی شما دوستان و مخاطبان گرامی بسیار سپاسگزارم از همراهی بی دریغتان در سالی که گذشت به امید روزهایی بهتر همراه شما بزرگواران ![]()
سپاس از
جناب آقای مصطفایی برای ثبت اثر عید نوروزی و یک نکته
جناب اقای زمانیان برای ثبت اثر منشا کرونا
برچسبها: اثر برگزیده
