جرعۀ لبخند
در دایره قسمت هر کس به خسی ارزد
ما هم به کسی ارزیم وی هم جرسی ارزد
گل را که به گلدان داد آنی که به من جان داد
نان را که گرفت از من کو خرمگسی ارزد
دردیست که درمان اش یک جرعۀ لبخند است
وان جرعه تو میدانی چون دادرسی ارزد
در خلوت ما هر دم نامی ز تو می آید
یک گوشه چشم تو در دیده بسی ارزد
روزی که خزان آمد خندان به فغان آمد
کاشانه ما در سوگ همچون قفسی ارزد
بلبل تو به باغ گل دیگر نتوانی رفت
زیرا به جهان اکنون گل خار و خسی ارزد
#باقر_رمزی_باصر
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، غزل
برچسبها: باقر رمزی , جرعۀ لبخند
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۹ | 16:1 | نویسنده : باقر رمزی باصر |
