شهر از بالا قشنگ و مردمش از دور تر
شهر از بالا قشنگ و مردمش از دور تر
تا به من چسبانده شد هی وصله ای ناجور تر
از زمینی خاکی ام خاکی تر و فهمیده ام
هر چه باشی ساده آخر می شوی مهجور تر
چند سالی می شود خون خودم را میخورم
تا سکوتم نشکند هی می شوم مجبور تر
مثل انگوری حلالم یا شرابی کهنه ام،
غم گرفته شیره ام را تا شدم محظور تر
من دهان را وا نکردم تا خدایم نشنود
کاسه ی صبرم شده از من کمی پر زور تر
هر که پیشم می رسد یک جور می رنجاندم
آن یکی مزدور باشد این یکی مزدور تر
کد خدای شهرمان یک لحظه بد بختی ندید
هی عصا می دزدد از این مردمان کور تر
_شسته ام چشم خودم را چند باری و چه سود
شهر از بالا قشنگ و مردمش از دور تر
#میلاد_فرحمند_یعقوبی_پور
دیگر آثار منتخب:
سروش های انتظار اثر آقای رضاپور
سلام و سپاس از همراهی پر مهر دوستان بزرگواری که در نظر سنجی ها شرکت می کنند قلمتون همیشه سبز
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، اطلاعیه ، انتقادی ، غزل
برچسبها: اثر برگزیده
تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ | 10:4 | نویسنده : میلاد فرحمند |
