دهه ی فجر انقلاب آمد
شب شکشته شد، آفتاب آمد
فصل تاریک ظلم پایان یافت
موسم خیزش و شتاب آمد
* * *
فصل شور و غرور و همکاری
در زمستان، نسیم بیداری
اندک اندک شمیم پیروزی
همه جا می وزید انگاری
* * *
همه دشت پر شقایق بود
عرش مجذوب این دقایق بود
آسمان سر فرود می آورد
ملتی دل سپرده،عاشق بود
* * *
رنج ها و شکنجه ها می دید
از هیاهوی شب نمی ترسید
دست در دست هم چنان فولاد
در دل کوره نیز می رقصید
* * *
همه دنبال یک هدف بودند
همه پر شور، پر شعف بودند
گوششان بود و امر رهبرشان
دشمن شاه ناخلف بودند
* * *
شاهی از جنس مهره شطرنج
با تمام قواع د بغرنج
مات شد مات، ملتی مظلوم
مات زنجیرو طبل، هیئت وسنج
* * *
چه شد آن جشن های جنجالی؟!
پهلوان پنبه های پوشالی؟!
ناگهان قدرتش به صفر رسید
چون حبابی بزرگ و توخالی
* * *
بانگ الله اکبر و توحید
از کران تا کرانه می پیچید
اولین بار بود در دنیا...
زور گل بر گلوله می چربید
* * *
همصدایی برای بهروزی
شهد شیرین فتح و پیروزی
شور و شوق، انقلاب،جوش و خروش
حال ما بود در چنین روزی
۹۷/۱/۱۹ مرتکب شدم
#رضا_زمانیان_قوژدی
#خَلُو_دِخُو jnbkhndg@
لینک کانال تلگرام:👇👇
https://telegram.me/joinchat/EWJCZUER6Np0XsYhSE6bWw
نشانی وبلاگها :
http://zamanianghoogdy.blogfa.com
http://andakisher.mihanblog.com
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، حماسی ، دوبیتی ، ملی
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی , بهار آزادی
