بنام خدا
(نیمه طنز انتخاباتی)
[خطاب به کلیه کاندیداها]
کن توشرکت انتخابات ومگو
رای من هرهرگزنباشد باشکوه
در بهاران بین که برگ گردیده رنگ
کن خـدا یاری نگویم من جَفَنگ !.
وعده دادی هان! درانجامش بکوش
تومکن کاری کنند مردم خروش .
ای که شد بازارِتبلیغ تـوگـــرم
یاوه کم گواز شهیدان کن توشرم.
وضعِ مردم بین وگو آنگه سخـن
مرهمی شو تو براین رنج خفِـن!.
گوشه ی هرشهر بُـَودمردی فقیـر
طفلِ خودراچون نمایدنیمه سیر.
یا جـــوانی مانده او از ازدواج
بین یتیمی راکه مانده هاج وواج
. شددهانت گرم بکن فکرعمـــل
تا نگویندت شدی بــابــاشمل
گر شدی جوگیرِاکنون کن تو یـاد
رای مردم را،پس آنگه شوتوشـاد
چونکه رفتی پاستوروکارت گرفت
یاد مردم کن مشو خنگ وخـرفت !
ای که لم دادی بروی مــبلِ سبز
فکر مردم کن سپس فامیــلِ سبز!
ای «رضـا»گفتی مسایل رابه طنز
توبه شوخی گفته ای امابه رمز
خرداد1400
برچسبها: رضا فیروزی
