غدیر خم
جبرئيل وحی در حج الوداع
داد فرمان خدا بر مصطفی
جمع کن تو حاجیان را در غدیر
در خُم و در خَمّ آن چندین راه
از جهاز اشتران حاجیان
جمع کن کرسیی از نور العیان
بر سر دستان پیغمبر علی
شد نظاره اُمت از نصب علی
کار را بر مسلمین کرد او تمام
برجهاز اشتران گفت اوبه عام
هرکه من هستم کنون مولای او
ابن عَمّ من علی مولای او
چون هوا تفدیده بود وگرم گرم
زود یک خیمه به پا شداز کَرَم
شد مهيّا خيمه ای در آن سه راه
روبروی خیمه ی محمود ماه
صف کشان جمعیّت آن حاجيان
رفت و شد در بيعت مولايمان
تهنيت ها با درُود صد سلام
از همه اقوام تقديم امام
تشت آبی بود در آن ماجرا
از برای بیعت جمع نساء
چون علی دستان خوددرتشتکرد
بیعت جمع زنان را ثبت کرد
در زمان الوداع با مصطفی
قول بیعت داد ه اند با مرتضی
کز پی توحاکم و مولا علیست
هم وصی همجانشین رهبریست
یک پیش از ارتحال آن رسول
حیله ها بستند با تر فند و زور
بیعت خود را فرامُش کرده اند
دل به دنیاوبه زر خوش کرده اند
با حییل در راه حق باطل پذير
نور حق را بی عدالت شد به زیر
بر جلیس حاکم شرع مبین
تکیه داده مردم نا حق دین
اینزمان هنگامه ی سختی است هین
دین نگهداری چو ناری در یدین
در زمان الوداع با مصطفی
قول بیعت داده اند با مرتضی
کز پی توحاکم و مولا علیست
هم وصی هم جانشین رهبریست
لیک پیش از ارتحال آن رسول
حیله ها بستند با ترفند و زور
پس حقش ناحق نمودندآن بدان
کج بد اندیشان آن نا مر دمان
غصب کردند حق آن مرد خدا
او وصی بود علی مرد خدا
درک کونین است مر او را علی
شاهد محراب کو غیر از علی
ای خوشا بر حال افراد قوّی
درک محضر علم وافر از علی
از علی باید دمادم بهره بُرد
در جهان دين و دانش راه بُرد
1387.05.14)
برچسبها: گلاب اندیشه
