آی مردم، اگر چه هشیاریم
باید اکنون بهوش تر باشیم
تا بسازیم، کشور خود را
بعد از این، در خروش تر باشیم
* * *
دست پنهان دشمنان، پیداست
زینهارا، به خویش شک نکنیم
با سکوت و تعلّل و تردید
خصم را بیش از این کمک نکنیم
* * *
او به خون من و شما تشنه ست
بسته شمشیر خویش را از رو
چون پی انقراض ایرانی ست
تا ابد باید احتراز از او
* * *
تا چپاول کنند ایران را؛
صف کشیدند از چپ و از راست
بی گمان بیخِرد تر از او نیست
آن که می گوید او، بفکر شماست
* * *
دشمنی هایشان معما نیست
درک این نکته، سخت آسان است
تفرقه، دو به هم زنی، نفرت...
حیله هاشان، همیشه یکسان است
* * *
آنچه گهگاه، بر زبان آرند
صد برابر، به دل نهان سازند
دست ایشان اگر به ما برسد
نسل ما از جهان، بر اندازند
* * *
پس بیاییم، متحد باشیم
اختلاف نظر، اگر داریم
اختلافات خویش و دشمن را
حل کنیم، از میانه برداریم
#رضا_زمانیان_قوژدی
۱۴۰۱/۱۰/۰۱ مرتکب شدم
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، بداهه ، چهارپاره ، دلنوشته ، ملی
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی
