1- قایقِ روز را به شب می بُرد/
از دل و دیده اش رَکَب می خورد/
تشنه در موج های تب می مرد/
بر سرِ صیدِ ماهیانی چند.//
2- رورها شب شد و جوانی رفت/
تابش افشانِ زندگانی رفت/
جاودانم تو باش! فانی رفت/
دلخوش ام تا به جان، تو می تابی.//
3- وای اگر عمر، جاودان می شد/
حمله ی رنج، بی کران می شد/
صبر، بی تاب و بی امان می شد/
جان به لب، جانِ شایگان می شد/
وای اگر پادشاهِ مرگ نبود.//
4- پیِ این روزگار می تازیم/
به کم و بیشِ خویش می نازیم/
ناگهان، جان به مرگ می بازیم/
غرقِ حسرت.//
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، انتقادی ، سروش ، عارفانه
برچسبها: انجمن شعروادب , قالب شعری سروش , ادبیات فارسی , نوآوری ادبی
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۸ | 10:41 | نویسنده : محمد علی رضاپور |
