آدم باشم
می خواهم از این به بعد، آدم باشم
فارغ ز تمام خلق عالم باشم
آزاد شوم، به چشم مردم گر خوار
به زآنکه چو بنده ای مکرّم باشم
بُگشایم چشم و گوش خود را زین پس
جای بدنم، به فکر جان هم باشم
یک لحظه تعقل و تفکر کافیست
تا بهتر از آنچه حال هستم، باشم
انسانیت مرا همین بس باشد؛
تا در پی آنچه در می یابم، باشم
هر چند غلط، ولی خودم بگزینم
به زآنکه به دست غیر، هر دم باشم
از شب چه تراویده بجز تاریکی؟!
تا چند فروشنده ماتم باشم؟!
دنیا که فقط خوردن و خوابیدن نیست
بایست به فکر دیگران هم باشم
من اشرف آفریدگانم مثلا!
ننگ است ز آفریدگان کم باشم!
تا کی پیِ آب و دانهرسرگردانم؟!
تا چند فقط به فکر حالم باشم؟!
وقتی سخن از کرامت انسان است؛
باید به از آنچه می توانم باشم!
#رضا_زمانیاݩ_قوژدی
#خلو _دِخو
۹۹/۰۸/۲۸ مرتکب شدم
نشانی وبلاگها :
http://zamanianghoogdy.blogfa.com
http://andakisher.mihanblog.com
:لینک کانال تلگرام
https://telegram.me/joinchat/EWJCZUER6Np0XsYhSE6bWw
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، بداهه ، شخصی ، غزل
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی , آدم باشم
