چون افق را نکوی بنگری اش
هست جنّت گشوده جمله درش
به بها ميدهند جواز سبز عبور
به بهانه کجا شود حصول، ميسور
چون جوانی گذشت و شد پيری
فرصتی نيست زاد وتوشه برگيری
گر تو باشی زرنگ و خادم خلق
خوشه چينی کنی ز رحمت حق
فرصت مغتنم همی در ياب
چون که جدیست , روزگار حساب
گر نکو نام باشی و نکو کردار
هست نام تو , زيب دفتر يار
يار ما کيست , غير آن مولا
بعد هم حبّ احمد است ، و آل ولا
ميزنند مُهر برگزيده ، نامه ی تو
مُهر تائيد هست ، رمز فتحی نو
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، دلنوشته ، شخصی ، عارفانه ، قطعه ، مذهبی
برچسبها: گلاب اندیشه , جنّت
تاريخ : سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۰ | 21:41 | نویسنده : محمد ابراهیم ناجی(گلاب اندیشه) |
