خَیر
کاری برای مردم ،در پی رضای خالق
اندیشه می رساند، از کودکی به بالغ
هر کس در این ره آید
حق میرسد به دادش، وافر دهد ثوابش
شخصیتی معاصر، یک نیک مرد لایق
را خوب میشناسم، یاری دهد خلایق
بی چشم داشت بخشد، بیترس از مبالغ
نامش غفور باشد، شهرت خلوص نیّت
بر چهرهاش نظر کن، پیداست آدمیت
بیمار لاعلاجی، حالش وخیم باشد
یک دسته گل بگیرد ،حتماً رود عیادت
تزویر و خودنمایی ،همراه خود ندارد
فردی عیار باشد
در کار خیر کردن، بیاختیار باشد
بیند نیازمندی، قلبش به درد آید
در اوج ناتوانی، هردم گره گشاید
گر چرخ مستمندی، روزی به گل نشیند
او میرسد به دادش ،ناگه دهد نجاتش
شخصی پیاده باشد ،تا خانه میرساند
بس احترام دارد، بر دیده مینشاند
مقروض وامداری، در قسط خود بماند
جلدی رسد به دادش، آخر دهد نجاتش
مستاجری ندارد ،پولی برای منزل
یک وام خانه گیرد ،آسودهاش نماید
جویای کار باشی، پیگیر مستمر کن
ضامن اگر بخواهی ،ریشش گرو گذارد
شخصی چو او ندیدم ،مشکل گشای مردم
مرهم رسان عاجل، بر زخم نیش کژدم
در وصف او چه گویم، با یک زبان قاصر
خلقی کند دعایش، پاینده باد و ناصر
ابراهیم خلیلیان
