انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

تو را

(انوشا)
انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

تو را

چنان سفت ،

که رها نیابی از این حِس .

تو و عاشقانه هایت ،

به آغوش گرم خیالم ،

باز می گردید.

چو گنجی ،

گرانقدر ،

و چنان عزیز ،

که نتوانم به غیر خود ،

به هیچکس بسپارم .

حدیث عشقت ،

بر گلبرگِ گُلِ رُز،

با صد ترانه بی بهانه میخوانم،

خواندنت بهانه می‌خواهد ؟؟؟!!

تو را ،

به هر شکوفه بنمایم،

که زیبائیت مقهور کنندست ،

بگذار حسد ورزند ،

گل و باغ و بوستان با هم .

در هر بهار نوشتمت ،

بر چارقَد گُل گُلیِ شکوفه ،

یا بر گُلابتون زیبای رها در باد .

و در حسرت خالیهِ ،

آشیانهٔ کوچ پرنده ،

به یادت ،

تا ابد میگِریَم.

تو چون شکوهِ ،

سِتیغِ قُلّهٔ کوهی ،

که کس نپیموده اش ،

ایستاده مغرور و زیبا .

تو چون زمزمهٔ برفاب بهاری ،

به چکه ،

چکیده بر شبنمی ،

که در آغوش گُل ست ،

و به معجزهٔ هم آغوشیت ،

به چکه ای ،

مُرده هم زنده میگردد ،

مسیح وار .

جاودانه می‌جویمت ،

در هر چه زیبائیست ،

و باز می بینم ،

که زیبائی ز تو جان دارد .

ز خیال خام خود ،

به خود بازگشتم باز ،

شب به صبح نشسته ،

و این اراجیف پُر مَغلَطه ،

تراوشات مغز بیماریست ،

که مرضش دوری از توست .

و در سکوت بی پایانِ ،

مغز خود زندانیست .


موضوعات مرتبط: دلنوشته
برچسب‌ها: تو را , علی مکرمتی

تاريخ : یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵ | 0:44 | نویسنده : علی مکرمتی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.