تعبیر
کشاورزم، لباسم پرتقالی بود
دلم دنبال یک فردای عالی بود
کشیدم روی باورها پتویی سبز
تنم گسترده بر پهنای قالی بود
چوپلکم بسته شد چرتی زدم دیروز
پناهم مختصر بزمی خیالی بود
هوا عالیست و اطرافم فراوانیست
چو حاتم ،اعتبارم وضع مالی بود
عسل میچینم از کندوی زنبوران
کنارم جوی آبی با نهالی بود
سگی با گربهای یک جا غذا میخورْد
جوارم دلبری صاحب جمالی بود
پدر رد شد به من برخورد و بد افتاد
پرم از خواب و در ذهنم سوالی بود
برون آرد ز جیبش رشتهای تسبیح
زمانی او برای خود رجالی بود
شدم بیدار و با هم در کلنجاریم
ورق برگشت و تقویمم جلالی بود
هوس کردم که با مادر خورم گیلاس
ولی از بخت بد یخچال خالی بود
درش واکن ،چوکولرها،فقط سرد است
دگر پر کردنش در دست والی بود
خدایا خواب من کی میشود تعبیر
دعا را استجابت احتمالی بود
ابراهیم خلیلیان
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ | 18:23 | نویسنده : ابراهیم خلیلیان |
