سه گلشنی به نام سهمیه در دست
"رسید سهمیه در دست و، دست داد به ما /
به دستِ سهمیه، درد است و، دست داد به ما"
و هیچگاه شبیهِ شهیدِ خویش نبود/
شبیهِ عاطفه ی سرخِ عاشقیش نبود/
چه نسبتی به شهیدش ...؟ درست یادم نیست/
ولی بدون شک این جایگه به ریش نبود/
و ماجرای مدیریّتِ "برازنده" /
از این که نسبَتَکی داشت، هیچ بیش نبود/
"گذاشت بر سرِ نامِ شهید، میزش را/
و چید مایه و سرمایه ی عزیزش را/
به نقدِ همچو من این میز ناتمیز مباد!//"
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، سه گلشن
برچسبها: سروش و سه گلشن , شعراجتماعی , طنزتلخ , معاصرنوجدیدتازه
تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۸ | 8:33 | نویسنده : محمد علی رضاپور |
