همهٔ نعمت هستی از اوست
چهرههائی زیبا
رویهائی چه نکو
این همه استعداد
همه از آن خداوند بزرگ است و کریم
اگر این موی بلند است و بلند
اگر این چهره نکو است نکو
اگر این ذهن چو مرغی به سفر
در همه عالم موجود همی میگردد
همه از لطف خداوند بزرگ است و کریم
من چرا عاصی و سرکش باشم؟
این همه بخشش بی منت از اوست
واهب نعمت بی حد و ثغور
حضرت خالق بی حد باشد
من به خود میگویم
- چشم خود را بنگر
دست را لمس نما
خوب در فکر خودت فکر نما
گیسوانی چه نکو
چشمهائی زیبا
گوشهائی شنوا
پایهائی پویا
ذهن سرشار ز افکار جدید
همه از نعمت بی حد خداست
بار دیگر به خودت بازنگر
ما چه داریم ؟
همه نعمت از اوست
او کریم است
غفور است
رحیم است و ودود
باید از حضرت او شرم کنیم
و پی امر خدائی باشیم
بعد از این عمر پر از معصیت و ظلم و ستم
بار دیگر به خدا برگردیم
بهتر آن است بگوئیم به خود
با خدا لج نکنیم .
موضوعات مرتبط: اخلاقی ، شعر نو
برچسبها: اشعار حمید مسیبی_شعرنو , لج , اخلاقی
