چگونه برایت بگویم
در تنگنای این نبودن هایت
دخترکی با واژه ها جان می دهد؟!
آه...
آری! دلتنگم...
مانند آن صومعه ای که عابدانش
روی به آیینی دگر آورده اند!
کجایی؟!
من که در تو مرده ام...
خیابان ها و فروشگاه ها و آدم ها
همه وصله به خاطراتت
هر دم از جانم می مکند!!
آه...
دیگر چقدر شعر ها را
به نام ات بزنم تا برگردی؟!
راستش را بخواهی می ترسم
می ترسم از اینکه عقلانیت بخواهد
خیالاتت را تحریم کند...!!
#فاطیما خورشیدوند
موضوعات مرتبط: شعر سپید ، شعر نو ، نیمایی
برچسبها: فاطیما خورشیدوند_تحریم
تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۹ | 14:58 | نویسنده : فاطیما خورشیدوند |
