شب است آشفته و حیرانم
عاشق و پریشان حال گریانم
دشوار است یار را در ظلمت بخوانی
سوز دل دارم و چشم به راه روشنایی
در سیاهی برایم شعر و ترانه شو
غزل شو صبح دم کن شامگاه من
موضوعات مرتبط: بداهه ، دلنوشته ، سروش ، شخصی ، شعر سپید ، شعر کوتاه_پرسیکه ، عاشقانه
برچسبها: بابک غلامی
تاريخ : چهارشنبه یکم شهریور ۱۴۰۲ | 17:51 | نویسنده : بابک غلامی |
