انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

رشت و باران و یک سئوال

(انوشا)
انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

رشت و باران و یک سئوال

رشت

شهر باران است
اما باران اینجا
نه فقط نم‌نم مهربان
که گاهی تند و بی‌رحم است
و من
زیر باران ایستاده‌ام
بدون چتر
بی‌پناه
با هر قطره‌ای که
به زمین می‌خورد
حس می‌کنم
زندگی جاری‌ست
جاری‌تر از همیشه
اما خیابان‌ها
آن‌جا که پیاده‌رو نیست
و زمین
پر از چاله‌های دریاچه‌شده
چاله‌هایی که
از آینه‌های شکسته آسمان
خبر می‌دهند
ماشین‌ها می‌آیندو می‌روند
پاهای خسته را
با آب گل‌آلودشان
خیس می‌کنند
و کودک خیابانی
پیرمرد کارتن‌خواب
کارگری که سرویس ندارد
همه زیر همین باران
روی همین زمین ناهموار
برای نفس کشیدن
می‌جنگند
در گوشه‌ای از این شهر
رودخانه‌های بی‌قرار
کوچه‌ها را پر کرده‌اند
و رشت
برای لحظه‌ای
شبیه ونیز می‌شود
اما نه به رویایی که انتظارش را داریم
بلکه
به دردی که
در سکوت پیچیده است
کارگرانی که
دست به دست می‌دهند
تا رشت بماند
نه ونیز که غرق می‌شود
و من
همیشه سؤال دارم
اینجا مگر شهر باران نیست؟
پس چرا غرق باران است؟
غرق در آب
غرق در مشکلات
غرق در بی‌توجهی‌هایی که
هر روز بیش‌تر می‌شوند؟
رشت
تو شهر آب و زندگی
باران که می‌بارد
نه فقط زمین
که دل‌ها را هم پاک می‌کند
اما این باران
گهگاه
از دست می‌رود
در بی‌نظمی خیابان‌ها
و گم می‌شود
میان خستگی‌های مردم
باشد که روزی
رشت
نه فقط شهر باران
که شهر امید شود
شهری که در زیر باران
با لبخند بایستد
و هر قطره باران
نه باری بر دوش
که نعمتی
بی‌پایان باشد...

+روزنوشتهای مشاور تحقیق و توسعه
#باران
#رشت
#شهر_باران
#ونیز


موضوعات مرتبط: اجتماعی ، بداهه ، شعر سپید

تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۴ | 7:20 | نویسنده : حجت بقایی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.