شتر دزد
سرقت تخم مرغ شد، قافله را خبر کنید
نقشه ی پس گرفتن از ،سارق بیهنر کنید
نیست ز ماکیان ده، رفته دو مرغ و یک خروس
نیش زند چو انگلی ،از کنهها حذر کنید
داد نمیزد ار سگی، مجرم و دزد خانگی است
بهر نجات سفرهها، چاره ی مختصر کنید
دزد بگفت با خودش، مرغ شکار سادهایست
میپرم از حصارها، آهن اگر سپر کنید
زمزمهایست بر لبش، میبرم از طویله گاو
بار دگر که آمدم, منتظرم سفر کنید!
میشنوم شتر ز یک قافله ناپدید گشت
تعجبی نمیکنم، دفع خطر ز شر کنید
سارق و دزد مرغ شب، برد شتر ز کاروان
قلوه ز آدمی کند، مسخره از بشر کنید
در پی سارقیم و از مهلکه در رود، چو تیر
گزمه گرفته دزدرا،تاگذر از خطر کنید
ترس نشسته در دلش ،روی دوپا نشسته بود
قفل زنید به پای او ،خلع ید از ضرر کنید
ساکن بند و حصر شد ،دزد شتر ز تخم مرغ
جامعه را مدینه ای فاضله در نظر کنید
از شریان زندگی ،نان حلال می خوریم
درس چگونه زیستن،مشق شب از پدر کنید
ابراهیم خلیلیان
