آزاده
ترس ندارد از کسی، خوف ز آبرو کند
حرف درشت بشنود، مرگ خود آرزو کند
ریشه چو سرو میزند، سر به فلک سپرده او
سایه به رهگذر دهد، بغض گلو فرو کند
بیش ز تازیانهها ز،خم زند چو خنجری
نیش زبان طعنه زن ،شکوه ز خلق و خو کند
خانه ی دل شکستهای، رنگ فنا گرفتهاش
شأن و مقام و منزلت ،سرمه ی گفتگو کند
اصل خشوع و معرفت ،پیشه ی عاقلی بود
بالش رحم و عافیت پر ز پران قو کند
ابراهیم خلیلیان
تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ | 13:37 | نویسنده : ابراهیم خلیلیان |
