درد دلای آدم دهاتی (قسمت نخست)
آهای تو که سرت توی حسابه
تولدت این وَرِ انقلابه
تویی که خاطرات رو ندیدی
نه دسته گل به آب دادی، نه چیدی
تویی که پای انقلاب واستادی
خودت توی حساب کتاب اُستادی
بزار یکم حرف حساب اِخ کنیم
به هرچی ضد انقلاب، پِخ کنیم
تو که زمان طاغوتو ندیدی
ی چیزایی ازاین و اون شنیدی
فک می کنی اون موقه آزاد بودیم؟!
یا مثلا یه ملتِ شاد بودیم ؟!
به اسب شاه اگه میگفتی یابو!
کَلّتو زیر آب می کرد یارو!
جوونامون تو خونه بیکار بودن؛
مستشارا ولی سرِ کار بودن
چی بگم از اوضاع بی سوادی
نه عزتی، نه حرمتی، نه دادی
درسته ما دیسکو و بار نداریم
واسه همه جوونا کار نداریم
بیشتر مردم زیر خطّ فقرن
با شکم سیر و با شادی قهرن
اینم درسته گشت ارشاد داریم
از غم و غصه همه غم باد داریم
چارصد و پنجامون مث گاری ان
باعث کشتار و عزاداری ان
قیمت ماشینا مونم زیاده
پول خونو،کی گرفته کی داده؟!
تو جاده ها خودروی امداد داریم
نرخای از هفت دولت آزاد داریم
توجامعه دزد فراوون داریم
بیشتر از اونم توی زندون داریم
حقوقای بالا ، نجومی داریم
هر جا، روابطِ عمومی داریم
وکیلا خوابن، وزیرا خرابن!
نصف شونم که ضد انقلابن!
چی شد که این همه فساد زیاد شد؟
هر کسی هر جور که دلش میخواد شد؟!
با این همه مبارزه با فساد ؛
باز یه فساد تازه تر در میاد!
ی فیلم سینمایی خواب می بینی
همّرو هم از انقلاب می بینی
تجمّلاتی ان رئیسا، والاّ
فقط ببین بگو هزار ماشالّا
زندگیشون پر از رفاه و پوله
نماز و طاعتاشونم قبوله
یه عدشون مفخور بی حسابن
وارث پول خون انقلابن
مثل کنه، به میزاشون چسبیدن
بالاخره تقاصشو پس میدن
بس که مکیدن، مث زالو شدن
خنگ و خرافاتی و هالو شدن
یه عدّشون نوکر انگلیسن
الآنه باپارتی و پول رئیسن
پادوی بی جیره کدخداین
به اسم انقلاب سوار مایَن
امامِ مون رو هم گرفتن از ما؛
قصرو آوردن تو بهشت زهرا
اون که تا وقتی زنده بود ساده بود
با اون مقام، خاکی و افتاده بود
حالا مزارش شده قصر شاهی
کاخ نشین شده خواهی نخواهی
بقول اون بنده خدا، کلیدساز؛
بیخیالش، بشکن و بالا بنداز
اگر چه مشکل جوونا کاره
دولت ما کاری بهش نداره
چه ربطی دولت داره با اشتغال؟
جوون باید بره پی عشق و حال!
باید بره پارتی منکراتی
یا توی ورزشگاه قاطی پاتی
خونه گرون شده؟ بشه، به ماچه؟!
قیمت جون شده؟ بشه، به ما چه؟!
زنگ حساب، انشا شو در میاره
موقع خواب، تازه میره اداره!
هر جا میره هی پُزِ برجام می ده
قرائت تازه از اسلام میده
وعده هایدروغشم با حاله
صد روز، آخه عزیز من، چند ساله؟!
خُب، آخه دانش آموزای تنبل
وعدۀ صد ساله بدین از اوّل
دلواپسا، همه رو ذلّه کرده
آشنا ها رو، چاق وچلّه کرده
وزیر خارجه ش، چقد ظریفه!
هزار تا مثل کری رو حریفه
با امضای جانکری، حال می کنه
توی اراک، هسته ای چال می کنه
میگه زبون اینا خیلی سخته!!
خشکه، مث یه شاخه ی درخته!
زنو ناوین یکی از این جمله هاس
کلید ارتباط با کد خداس
پایان قسمت اول
۹۷/۱۱/۲۱ مرتکب شدم
#رضا_زمانیان_قوژدی
#خلو_دخو
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، بداهه ، مثنوی
برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژی , درد دلای آدم دهاتی
